الشيخ محمد آصف المحسني

71

عجايب ومطالب (فارسى)

به نظر صاحب اسفار ( باب تناسخ ، ج 9 ) تميز انسان از ساير حيوانات به ناطقيت اوست و از اين لحاظ ، تمام انسانها نوع واحد هستند ، لكن تميز انسانها از يكديگر به فصول مميزه ديگرى است كه از صفات و ملكات نفسانى آنها نشأت مى گيرد . مشاراليه ، اين صفات را ذاتى هر فرد ميداند ، نه عارضى ، پس تفاوت و تمايز واقعى ميان افراد به رنگ و شكل و كم و كيف نيست كه مميز واقعى همان صفات و ملكات اوست كه شاكله وى را تشكيل مىدهد ، و همين شاكله صورت برزخى انسان است كه در نشأت آخرت با آن ظاهر مىشود ، بعضى به صورت انسان و برخى ديگر به صورت حيوانات از قبيل ميمون و خوك و درندگان و چرندگان . ممكن است يك انسان در مراحل مختلف زندگى داراى صورتهاى گوناگون باشد و در قيامت با تمام آن صورتها ظاهر شود ، از اين رو نامبرده باور دارد انسانها داراى انواع مختلف اند ، يك انسان ممكن است در هر مرحله از وجود نوع خاصى باشد و اينكه انسان را نوع واحد دانسته اند اين يك حكم ابتدايى و سطحى است كه در مقايسه با ساير حيوانات در يك نظر ايراد شده است و الا حقيقت امر غير از اين است . در اين مورد بايد تأمل نمود كه آيا يك فرد انسان بر اين نظريه در طول عمر چند حقيقت را پشت سر مى گذارد ؟ آيا قلب حقايق و زوال آنها ممكن است ؟ آيا تغيير صفات ذاتى ممكن است ؟ بنابراين فرق ذاتى و عرضى چه مىشود ؟ موضوع اين صفات متغيره چيست ؟ اگر روح است حقيقت ارواح انسان يكى است يا متغير ؟ اگر يكى است آن حقيقت چيست و اگر متعدد است چرا به تعدد آنها اكتفا نمى شود كه با اختلاف صفات ، متعدد مىشود .